close
چت روم

داستان آموزنده مرد چوپان و شیوانا

تبلیغات


امکانات جانبی

تبلیغات

    Kaffechat.ir

موزیک پلیر


دانلود باکس



    رمز تمامی فایل ها www.coffe-net.ir

ورود مدیر


    نام کاربری :
    رمز عبور :

تازه ها

     آموزش کامل و قدم به قدم اجرای Clash of Clans روی کامپیوتر(BlueStack)
     دانلود جدیدترین نسخه ی Clash of Clans – اندروید آیفون آیپد
     توصیه هایی برای داشتن یک رابطه عاشقانه
     واکنش هنرمندان و شخصیت‌ها به درگذشت پاشایی /تصاویر هنرمندان در مقابل بیمارستان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا از مطالب وبلاگ راضی هستید ؟




آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 138
    کل نظرات کل نظرات : 16
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 335

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 8
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 11
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
    آي پي امروز آي پي امروز : 4
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 4
    بازدید هفته بازدید هفته : 67
    بازدید ماه بازدید ماه : 342
    بازدید سال بازدید سال : 2,287
    بازدید کلی بازدید کلی : 33,077

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.147.142.16
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : جمعه 25 آبان 1397

تصادفی

تبادل لینک

    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان کافه چت وآدرس http://kaffechat.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

تبلیغات







کپی مطالب آزاده ولی اگه منبع رو لینک کنید خوشحال میشیم

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

داستان آموزنده مرد چوپان و شیوانا

داستان آموزنده مرد چوپان و شیوانا

مردی چوپان از دهکده ای دوردست، تعدادی گوسفند را با زحمت زیاد به دهکده شیوانا آورد و آنها را داخل حیاط مدرسه رها کرد و نزد شیوانا رفت و در جلوی جمع شاگردان با صدای بلند گفت: «چون شنیده بودم که شاگردان این مدرسه اهل علم و معرفت هستند تعدادی از درشت‌ترین و پروارترین گوسفندهای گله‌ام را برای مدرسه آورده‌ام تا برایم دعا کنید که برکت گله‌ام بیشتر شود.»

شیوانا بلافاصله پرسید: «آیا در دهکده تو آدم فقیری نیست؟»

مرد چوپان با ناراحتی گفت: «اتفاقا چرا! به دلیل خشکسالی مردم دچار مشکل شده‌اند و خانواده‌های فقیر زیادی از جمله فامیل‌های نزدیک خودم، امسال در دهکده نیازمند کمک و برکت هستند!»

شیوانا با ناراحتی گفت: «و تو با این وجود، این گوسفندها را به زحمت از آن راه دور اینجا آورده‌ای که دعا و برکت جذب کنی؟ زود برگرد و گوسفندها را به مردم دهکده خودت برسان! برای اینکه تنها نباشی تعدادی از شاگردان با مقداری کمی آذوقه همراهت می‌آیند.»

مرد چوپان با ناراحتی گفت: «اما ما می‌خواستیم شما برایمان دعا کنید تا برکت و فراوانی دوباره به سراغمان آید!»

شیوانا تبسمی کرد و گفت: «اگر این گوسفندان را به نیازمندان واقعی در دهکده خودت برسانی، مطمئن باش دعای خیری که آنها در حق تو می‌کنند از دعای شیوانا و اهل مدرسه او صدها برابر مؤثرتر و کارسازتر است و تو تا آخر عمر هرگز نیازی به دعای هیچ شیوانایی نخواهی داشت.»


تاریخ ارسال پست: جمعه 02 آبان 1393 ساعت: 7:52
برچسب ها : ,,,,,,,,
Facebook Google+ Twitter StumbleUpon Reddit


صادق

صادق مولا

صادق هستم 20+2 ساله ، از غرب ایران (آذربایجان غربی) در خدمت شمام، امیدوارم از مطالب سایت استفاده کرده باشید ... با نظرات خودتون من رو در ارائه مطالب بهتری یاری نمایید ... از سال 89 وارد دنیای مجازی شدم و تا حدودی عاشق مجازی و نتم ، دیپلم کامیپوتر هم دارم ، البته مهندس نیستما :دی
Kaffechat.ir در ضمن خوشحال میشم به چت روم ما بپیوندید

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی